السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
49
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
جهان روشنايى نيز از پنج طبقه تشكيل مىشد كه در هر يك عضوى از اعضاء خداوند چون هوش ، تفكر ، . . . كه مظاهر خدا هستند قرار داشت . خداوند جهان نور ، چون پادشاهى در كاخ سلطنتى جاى گرفته ، و خداوند تاريكى هم چون خوكى به خورده و بلعيدن پليدى ها و كثافت ها مشغول است . در جهان تاريكى دعوا ، دشمنى ، جنگ دايمى و حمله هاى پياپى ديوان به يك ديگر ، خوردن و پاره پاره كردن ، دريدن و بلعيدن ، شهوت مدام حيوانى و كثيف و امثال اين پليدى ها به چشم مىخورد . درخت روشنايى : جهان روشنايى - خود را هميشه از درخت تاريكى بر كنار مىداشت تا مبادا وى تهييج شده بر او تجاوز كند . منتهى تيره هايى كه جهان تاريكى را تشكيل مىدادند ، جنگ و نزاع شان آن قدر بالا گرفت و در پى يك ديگر تاخت و تاز آوردند ، تا سر انجام در اين پى گيرى و تعقيب از يك ديگر به عالم بالا و جهان روشنايى كشيده شدند . نور و صفايى كه در جهان بالا ديدند آنان را سخت به خود مشغول داشت به اندازه اى كه در مقام آن بر آمدند تا با سپاهى از ديوان به جهان روشنايى بتازند و آن را تسخير و در خود فرو برده ضميمهء جهان تاريكى نمايد . فرمان رواى جهان روشنايى هيچ جنگ افزارى نداشت تا با ديوان به ستيز و نبرد برخيزد ، از طرفى نمىخواست تا هيچ يك از هوا دارانش خدايان را به جنگ ديوان بفرستند . ناگزير خود آماده نبرد با جهان تاريكى و پليدى شد ، و در نتيجه اين تصميم نخستين بار در جهان آفرينش اولين آفريده خود را به نام ( نه نه ) يا مادر حيات و زندگى مطلق بيافريد ، و او نيز به سهم خود پاك ترين جزء جهان بالا ، انسان ازلى را به وجود آورد . انسان ازلى با فرزندانش عناصر پنج گانهء هوا ، آب ، روشنايى و . . . كه در پيشاپيش آنها پادشاه نخشب بود فرود آمدند و در جهان پليدى ها با تاريكى و وحشت به نبرد پرداختند . اما سر انجام انسان ازلى شكست خورد و فرزندانش به دست ديوان تكه تكه شدند . و ديوان آنها را خوردند و بلعيدند ، بلع پاره هاى نور وسيلهء ديوان ، و قرار